کتاب «وقایع‌نگاری ایام جنگ» به قلم احمد دهقان منتشر خواهد شد

نوشتن از جنگ همیشه برای همه‌ی نویسنده‌های دنیا مهم بوده است؛ چرا که در جنگ پای انسان درمیان است و چه چیزی مهم‌تر از موضوع انسان برای نوشتن؟ احمد دهقان از جمله نویسندگانی است که جنگ تجربه‌ی زیسته‌اش است و سال‌هاست که از جنگ می‌نویسد. جدا از رمان‌نویسی، یکی از علایق احمد دهقان انتشار یادداشت‌نوشته‌ها است. او قبلا دو کتاب یادداشت‌ها و روزنوشت‌های شهید حسن باقری و اثر جنجالی راه‌خون یادداشت‌های روزانه شهید غلامرضا صالحی را به دست چاپ سپرده است.

  او اینبار نیز به سراغ یکی از بی‌واسطه‌ترین و ناب‌ترین روایت‌ها از جنگ رفته است؛ به سراغِ یادداشت‌های روزانه‌ی محمداسحاق امیری از جنگ سوریه. یادداشت‌نوشته‌های محمداسحاق امیری سومین اثر مهم احمد دهقان در این حوزه است. محمداسحاق امیری به عنوان کسی که در جنگ سوریه حضور داشته و با بسیاری از نیروها و فرماندهان افغانستانی مرتبط بوده، هر روزِ آن سال‌های پر اتفاق را به دور از مصلحت‌اندیشی و صادقانه نوشته و در نهایت یادداشت‌نوشته‌های با اهمیت و نابی در صفحات دفترچه‌هاش برجا گذاشته که این یادداشت‌ها به قلم روانِ احمد دهقان صیقل پیدا کرده و شده است کتاب «وقایع‌نگاری ایام جنگ»

کتاب وقایع‌نگاری ایام جنگ را به زودی در قفسه کتابفروشی‌ها خواهید دید. ناشر این کتاب، انتشارات خط مقدم است.

بخشی از کتاب:

«جمعه 17/2/1395»

تعدادی نیرو از حلب آمدند. خیلی هم ناراحت بودند. درب و داغان شده بودند توسط همین عملیات آخر؛ با این‌که 2 روز قبل بچه‌های طرح‌شناسایی گزارش داده بودند که دشمن تجمعاتش زیاد شده و تانک‌ها در رفت و آمد هستند و ماشین‌ها زیاد شده. از طرفی هم در 14/2/1395 سه نفر از نیروها به دست دشمن اسیر می‌شوند که آن نیروهای دشمن، از افغانستان بوده و ازبک بوده و از طرفداران رشید دوستم بوده‌اند. بچه‌ها را رها می‌کنند که نیرو زیاد آورده‌ایم و نزدیک 8000 نفر هستند؛ شما خود را هم بکشید، مقاومت نمی‌توانید؛ بلکه شما فروخته شده‌اید. از طرفی هم در همین تاریخ دوربین‌ها را جمع می‌کنند. یعنی دوربین‌های دید در روز و شب را جمع می‌کنند. نیروهایی که اسیر شده بودند و بعد رها شدند، آمده‌اند به فرماندهی گزارش داده‌اند که دشمن روز پنج‌شنبه 16/2/1395 عملیات دارد. فرماندهی توجه نمی‌کند؛ که این‌ها تبلیغات روانی هستند، می‌خواهند روحیه شما را خراب کنند، ما حواس‌مان است. زمانی که دشمن شروع به آتشبازی می‌کند، نیروهای خط خبر می‌دهند که دشمن نزدیک آمده. از طرف فرمانده دستور می‌دهند که نزنید، تانک نزدیک بیاید؛ نزدیک که آمدند، ما وارد عمل می‌شویم. بچه‌ها خبر می‌دهند که ما محاصره شده‌ایم؛ پشتیبانی کجاست؟ در آن زمان فرمانده شب صدا می‌کند که خود را خارج کنید. بچه‌ها داد می‌زنند که ما محاصره هستیم. فرمانده جواب می‌دهد که من ارتباطم با توپخانه قطع است. این یعنی چه؟… از طرفی هم دشمن وقتی منطقه را تصرف می‌کند، فورا خبرش را از شبکه‌های خارجی پخش می‌کنند و تمام دنیا متوجه می‌شوند.»

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *