گفتگو با خانم طیبه نجفی نویسنده کتاب »تنها نمان

اگر بخواهید کتاب تنها نمان را به مخاطب معرفی کنید، چگونه معرفی می‌کنید؟

تنها نمان خاطرات مریم امجدیان همسر شهید ابوذر امجدیان است. تنها نمان بازنمایی مفهوم حقیقی عشق است، اگر دنبال یک روایت صادق، جذاب و عاشقانه هستید به شما توصیه می کنم تنها نمان را از دست ندهید ،با ما همراه باشید با ماجرای عشق عفیفانه شهید مدافع حرم در کتاب تنها نمان،

همانطور که گفتید کتاب تنها نمان خاطرات خانم مریم امجدیان همسر شهید ابوذر امجدیان است، بعد از نگارش و انتشار چه بازخوردی از همسر و خانواده شهید و بعد از مخاطبین گرفتید؟

الحمدلله بازخوردهای مثبتی از خانواده شهید خصوصا همسر شهید دریافت کردم،مخاطبینی هم که کتاب را خوانده بودند از عنوان کتاب،پرداختن به ازدواج مجدد همسر شهید و در نهایت از شجاعت راوی در بیان خاطرات خصوصا بحث نحوه آشنایی با شهید احساس رضایت می کردند.

تصویر شهید ابوذر امجدیان

چه شد که این موضوع را برای نوشتن انتخاب کردید و در روند نوشتن با چه چالش‌هایی مواجه بودید؟

در دنیای کنونی ما روایت عشق نجیبانه خیلی کم است حتی در سینما و تلویزیون  شاهد پرداختن به موضوعاتی نظیر روابط خارج از چارچوب جوانان هستیم که این آثار عملا قبح شکنی محسوب می شود به عقیده من جای عشق نجیبانه در رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب خیلی خالی است،این قصه باید نوشته می شد،ماجرای این عشق پاک،این خویشتن داری این شهید عزیز باید ثبت می شد،این یکی از آن مصادیق حقیقی رویش های انقلاب است،جوانی که عاشق می شود،حیا می کند،حریم خانم را حفظ می کند،یک تنه بار این عشق را قریب 5سال به دوش می کشد،سختی ها را به جان می خرد،شاگرد نانوا می شود،به استقلال مالی که می رسد قدم پیش می گذارد،زندگی اش را شروع می کند سال ها بعد بحث سوریه و حرم پیش می آید،حرف مقام معظم رهبری را می شنود،ندای امام اش را لبیک می گوید دل از عشق زمینی می کند و در دیار غربت به شهادت می رسد این ها را باید ثبت کرد. طبیعتا پرداختن به این مقولات چالش هایی هم دارد،خصوصا در بحث ازدواج مجدد راوی ما مشکلاتی داشتیم چون در استان کرمانشاه خیلی از این بحث استقبال نمی شود اما با شجاعت راوی و همراهی خانواده شهید خدا را شکر مسیر هموار شد.

فکر می‌کنید چقدر سوژه‌ی کتاب تنها نمان برای مخاطب جذاب است؟ چرا؟

و این کتاب را برای چه گروهی از خوانندگان مناسب می‌دانید؟ به نظرم اگر تبلیغات درستی درباره کتاب صورت بگیرد و درست بتوانیم اثر را معرفی کنیم این کتاب  قطعا به عنوان یک کتاب جذاب مخاطبان زیادی را به سمت خود خواهد کشید خصوصا قشر جوان را چون جامعه ما نیازمند این سبک روایت هاست کما اینکه مستند ملازمان حرم که خانم امجدیان در شبکه افق صحبت کردند بیشترین بازدید را نسبت به سایر قسمت های آن برنامه داشت.

در روایت‌های تنها نمان و به طور کلی، زندگی این زن رنج و تلخیِ دردمندانه‌ای وجود دارد، هنگام نوشتن این کتاب یا آثاری از این دست، چقدر این رنج با نویسنده همراه می‌شود؟ اصلا برای شما چنین چیزی وجود داشت یا خیر؟

بله همراهی نویسنده با درد و رنج های راوی یک امر طبیعی است،طبیعتا حس و حال راوی به نویسنده منتقل می شود خاطرم هست زمانی که مصاحبه ها را انجام می دادم راوی به شدت از نوع نگاه مردم به ازدواج مجدد ش اذیت بودند و خب من معمولا سعی می کنم زمانی را برای گفتگو در مورد این مسائل اختصاص بدهم که اول فرد کاملا تخلیه شود بعد مصاحبه را ضبط می کنم الحمدلله معمولا هم جواب می دهد

مخاطبین ادبیات امروز نیاز به خواندن چنین روایت‌هایی و به نوعی نیاز به چشیدن این تلخی دردمندانه دارند؟

به عقیده من خوانش این دردها مقدمه رشد است،مخاطب وقتی از درد و رنج این خانواده ها آگاه می شود هم بهتر قدر امنیتی که برقرار است را می داند و هم می تواند از شخصیت های این قصه ها الگو بگیرد و اگر زمانی نیاز شد او هم این درد را به خودش بقبولاند و  نقش خود را به درستی ایفا کند.  

چه شد که این حوزه از ادبیات را برای نوشتن انتخاب کردید؟

سال1389سفر راهیان نور که رفته بودیم به یک جمله از مقام معظم رهبری برخورد کردم«زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست» به همین جهت به صورت جدی به ادبیات پایداری روی آوردم.

آیا آثار دیگری در این حوزه دارید؟

بله کتاب خواب آذر انتشارات سوره مهر،کتاب چهل منزل تا خدا انتشارات صریر

شخصیت‌های خلق شده در آثار داستانی به ویژه رمان، معمولا یک سیرِ تحولی را از ابتدا تا انتها طی می‌کنند، شما خاطرات خانم مریم امجدیان را نوشته‌اید، آیا چنین سیر تحولی در این شخصیتِ واقعی وجود داشته؟ما در شخصیت راوی تنها نمان خیلی شاهد تحول عظیمی نبودیم تقریبا ایشان از ابتدا فردی بازیگوش فعال و پرجنب و جوش بودند و این همچنان ادامه داشته طوری که ایشان در زندگی مشترک شان هم این سرزندگی را و این نشاط را حفظ کردند اما دو نکته در خصوص ایشان هست که شاید بتوان به عنوان تحول از آن یاد کرد نکته اول بحث کم حجابی ایشان قبل از ازدواج است که بعد از ازدواج با توجه به برخورد صحیح شهید ایشان حجاب کامل را می پذیرند که این مساله در کتاب آمده،نکته دوم دیدگاه راوی درباره لزوم حضور همسرشان در سوریه است که ابتدا ایشان مخالف بودند ولی به مرور ذهنیت شان تغییر می کند و از اینکه مانع همسرشان شدند احساس شرمساری می کنند. 

 شما خاطرات زنی را نوشته‌اید که همسرش شهید شده در سوریه، آیا علاقمند به کار در حوزه‌ی زنان هستید یا به شکل اتفاقی این ماجرا پیش آمد؟ آیا آثار دیگری در حوزه‌ی زنان دارید و علاقه‌تان است؟ اگر بله معرفی بفرمایید لطفا…

من تاکنون سه اثر در حیطه ادبیات پایداری کار کردم که هرسه در حوزه زنان است،به قول استاد سرهنگی صدای جنگ با خاطرات زنان بلندتر شنیده می شود،من خودم به شخصه علاقه مند به این حوزه هستم و در حال حاصر آثاری را هم در دست تدوین دارم.

 کدام بخش کتاب به نظر شما تاثیرگذارتر است؟ برای خودتان یا مخاطب… چرا؟

برای من به عنوان مولف اثر تمام بخش های کتاب جذاب و اثر گذار است اما اگر بخواهم بخش خاصی از کتاب را معرفی کنم بخش اول و انتهای کتاب به نظرم اثر گذاری بیشتری خواهد داشت.

در مورد روند تولید کتاب توضیحاتی بفرمایید، چقدر طول کشید نوشتن کتاب، مصاحبه‌ها به چه شکل بود؟ شما خودتان گفتگو کردید؟ یا گفتگوها به دستتان رسید؟ توضیحاتی در این خصوص بدهید لطفا.

کار مصاحبه،پیاده سازی،تدوین و تالیف اثر را خودم انجام دادم،مصاحبه ها را رمضان 1399شروع کردم با توجه به شیوع کرونا متاسفانه من 4مرتبه مبتلا شدم و عملا کار نگارش کتاب با تاخیر انجام شد هنگام بازنویسی نهایی اثر هم من برای بار پنجم به کرونا مبتلا شدم و تقریبا70درصد ریه ام درگیر شد و این مساله باعث شد که کار مجددا متوقف شود در نهایت آذر1400فایل نهایی اثر تقدیم مجموعه وزین خط مقدم شد.

نویسنده‌ی کتاب مستند چقدر می‌تواند از تخیل خود در اینگونه آثار استفاده کند؟ در مورد کتاب تنها نمان چه اتفاقی افتاد؟

ببینید چون کار مستند چارچوب خاص خودش را دارد در رابطه با استفاده از تخیل باید یکسری ملاحظات را رعایت کنیم از جمله اینکه باید دقت کنیم استفاده از تخیل به اصل قصه آسیب نزند،قصه را  دستخوش تغییرات غیر منطبق با زندگی راوی نسازد.در اثر تنها نمان من سعی کردم در رابطه با فضاسازی و پردازش قصه از عنصر تخیل در حد ضرورت استفاده کنم مثلا در بخش عروسی راوی به حالت فلش بک برگردم به کودکی های راوی و آنجا دیالوگ هایی را خلق کنم و یا در بخش شهادت شهید و تشییع پیکر مطهر ایشان من سعی کردم برگردم عقب و از زاویه دید خانم امجدیان به این مسیر نگاه کنم مسیری که پاتوق مریم و ابوذر بود و خب اینجا هم یک فضایی عاطفی خلق شد که برای مخاطب اثرگذار خواهد بود.

پیشنهادتان برای بهتر شدن و ارتقا چنین کتابهایی چیست؟ چون امروزه بعضی از کتابهایی که در این حوزه تولید می‌شوند، چندان قوی نیستند، گاهی به شعارزده‌گی دچار می‌شوند و… برای همین گاه مخاطب را پس می‌زنند. چه باید کرد که اتفاق‌های بهتری بیفتد؟

به نظرم روایت هر چقدر صادقانه تر باشد کار نویسنده برای پردازش راحت تر خواهد بود و مخاطب هم استقبال خواهد کرد اینکه برخی آثار دچار شعارزدگی می شوند شاید بخاطر فقدان صداقت در نقل خاطرات است،اگر ما سعی کنیم شهید را آنگونه که بوده به مردم معرفی کنیم نه آنطور که دل مان می خواهد و راوی هم سعی کند خودش باشد بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود روایت ها تکراری و کلیشه ای نمی شود.

پایان

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *