سادگی و صداقت در «ستاره های بلوچ»

معرفی کتاب ستاره های بلوچ توسط سرکار خانم معصومه قیطاسی

بنده در پژوهش و مصاحبه­ های کتاب شهدا یک اعتقادی دارم و همیشه هم به آن پایبندم و آن این است که شخصیت اصلی ( چه شهید یا خاطره ­گو ) وام گرفته­ ی ریشه و اجدادش است که مقطعی از زندگی  او را خاص کرده و شخصیتش ساخته شده؛ و چه کار جالبی کرده نویسنده ستاره­های بلوچ که مدتی در منطقه زیستی خاطره­ گو، رفته و با رفاقت و صمیمیت، دیوار بین­شان کنار رفته. سادگی و صداقت متن نشانگر تک به تک خاطراتی­ست که نویسنده با مهارت خاص صیدشان کرده. متاسفانه کاری که برای ما نویسندگان زن، کمی مشکل یا غیر ممکن است.

دومین کتابی ست که از نویسنده این کتاب خواندم و لذت بردم. با عباس و خانواده و همرزمانش همقدم شدم و شاهد رشد و ادای تکلیف­شان شدم.

کهن الگوی این کتاب سفر است، سفری که از همان نوجوانی که باید کلی راه بپیماید تا به مدرسه و بعد دبیرستان برسد و بعد باز برای زندگی، و زنده ماندن و زیستن مجبور است سفر کند تا ترور نشود و بتواند به درس طلبگی­ اش هم برسد و همین سفرهاست که عباس را می­سازد تا در سفر بزرگ و تاریخ­ سازی که در منطقه حلب سوریه، پیش ­رو دارد از حضرت زینب سلام الله علیها نشان جانبازی بگیرد و زنگ پایان سفرش به ظاهر سخت زده شود.

ستاره ­های بلوچ خاطرات دیگر نوشتی­ست از هم وطن غیور از خطه بلوچستان عزیز و مظلوم، که بی شیله پیله زندگی­اش را روایت میکند.

نثر ساده و روان است. زبان با دیالوگ‌های بلوچی که پی نوشت دارد به شیرینی و جذابیت کتاب افزوده تا جایی که مخاطب می تواند در اواسط کتاب دیالوگ­ها را متوجه شده و سراغ پی نوشت نرود.

همزادپنداری بخاطر صداقت و سادگی متن و راوی باعث می­شود حتی در دزدی کلوچه­ ها با راوی و دوستانش همراه شوی و استرس اینکه گیر معلم نیفتند، تمام جانت را می گیرد و زمانی که با لذتی شیرین مشغول خوردن کلوچه­ ها هستند، نفسی راحت بکشی و لبخند بزنی. همین همراه شدن و همزاد پنداری مدیون صمیمیت نویسنده با راوی­ست و نود درصد جذابیت و تمیزی متن را رقم زده. راوی چنان خالصانه زندگی ­اش را روایت کرده که همه سوال­ های ذهن مخاطب در موقع خوانش، جواب داده می شود و چیزی از قلم نمی ­افتد.

شادی و لبخند راوی چنان در متن زیبا و دلنشین است و ناخواسته رفتنش به سوریه جفت و جور میشود که حسرتش در دل مخاطب هم جوانه می زند و غبطه می خورد.

چنین است رمز و راز رسیدن به عشق ال الله، انسان­های مخلصی که مهر تأیید ام المصائب بر پیشانیشان جا خوش میکند و در عین سادگی و رها از تعلقات دنیایی در مسیر زندگی هم مراقبند پر شالشان به رنگ دنیوی نخورد. اینان عشق­شان در عرش به اوج می‌رسد و حب اهل بیت باعث عاقبت بخیری­شان…

چرا که حب دنیا و خانه و خانواده را قربانی مرتبه­ای بالاتر کرده و در آن­جاست که لباس دفاع و جهاد به انسان عجیب زیبا می­شود. خوشا به حال اینان  که لشکر عظیم قدس را تشکیل داده ­اند.

کتاب در ۳۱ فصل و ۲۷۵ صفحه متن و ده صفحه عکس و اسناد از طرف انتشارات وزین خط مقدم انتشار یافته. نام فصل­ ها هم بیشتر با کلمات بلوچی انتخاب شده.

ستاره ­های بلوچ روایت جوان دهه شصتی­ست که از پدر سنی و مادر مسلمان متولد شده که خود اختیار داشته مذهبش را انتخاب کند. بر خلاف خواست پدر از عنوان شغل مهندسی و دکترا چشم می­پوشد و عبای روحانیت بر تن می­کند، هر چند خود واقف است از لحاظ مادی تامین نخواهد شد و سختی­ های این راه را هم بر جان میخرد و خداوند همان دختر نشان کرده همسایه را شریک زندگی ­اش قرار میدهد تا همراهی او راه سخت را هموار سازد. همراهی همسر راوی حتی چند روز بعد از عروسی و فروش زیورآلات برای خرید لوازم زندگی مملو از ساده زیستی و عشق زنان بلوچی است و عشق به زندگی  باعث همراهی بیشتر او با همسر روحانی ­اش می­ شود.  شیخ عباس چه زیبا و ساده اتفاقات قبل و بعد بیمارستان را موازی روایت میکند. شعار نمی‌دهد و خالصانه از زخم روح و جسم میگوید.

پیروزی اگر چه به ظاهر شیرینی دارد، اما ته مزه تلخ، دوری و جدایی و درد و آوارگی به همراه دارد، مظلومیت و دردی بزرگ قلب تک تک مخاطبان را به درد می ­آورد، تقابل درد بیرون و درون، رفتن و ماندن، مشهود است. بخصوص تقابل عشق و نفرت از دشمنان آل الله.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *