ماهرخ، زنی ایرانی با تصمیمی بزرگ

نقد و نظر بر کتاب ماهرخ/ معصومه قیطاسی

کتابِ ماهرخ روایت زنی­ست ایرانی که تصمیم بزرگی دارد؛ اما سرنوشت تقدیری دیگری می­نویسد و این جبر روزگار، زندگی و خاطراتش را پر تنش می­کند. فضاسازی، شخصیت­ پردازی­ و نشان دادن دقیق مکان و زمان پر از تصویر است برای مخاطب و این نشانگر همکاری دو طرفۀ مصاحبه­ شونده و مصاحبه ­گیرنده است و صداقت راوی در بیانِ جزء به جزء احوالات بیرونی و درونی­اش. جنگی شروع شده و دامن همه را می­ گیرد. بسیاری افراد مقابل هم می ­ایستند. ماهرخ در این بازه زمانی و درون محاصره نمایندۀ ایران و ایرانی­ست که شاهد پاکی و شجاعت و درایتش در لحظات حساس زندگی در کنار فرزندانش هستیم.

 جنگ اثراتش معلوم است، تخریب و ویرانی. تک تک افراد حال و آینده را زنجیروار عین دومینو در برمی ­گیرد. سیده ماهرخ زنی است شجاع، بساز، متفکر و دوراندیش و مادری فداکار و از خود گذشته که به خوبی از پس به تصویر کشیدن یک زن مسلمان شیعه ایرانی برمی­ آید و مهر تایید این نکته در صفحه 325 است. با دیالوگی که بین او و درجه­دار حاجز رد و بدل می­شود که پی به این مهم  و سرمای ه­اش در عشق امام علی علیه السلام می­بریم. چند بار به حصار می­ رود و برمی­ گردد برای رساندن غذا به زنان و کودکان چند بار جان خود را به خطر می­ اندازد.

       « اگر رفتی توی حصار و برنگشتی چه؟!»

       «خوب عمرم به دنیا نبوده.»

      «اگر داعش تو را دستگیر کرد و خواست معاوضه ات بکند چه.»

     «بگو مرا بکشند ارزش معاوضه ندارم.»

      «امیرالمومنین شبها برای بچه های یتیم غذا می ­برد اگر من نصفه شب بیایم تو اجازه می­ دهی بروم غذا بگذارم دم در خانه بچه یتیم هایی که در حصار هستند.»

  و با این جمله درجه­­ دار حاجز را خلع سلاح می­کند. از این چند دیالوگ به سرمایه دار بودن و مسئولیت پذیری­اش در خصوص دیگر افراد جامعه و حتی خانواده برادرهای محمد که از هیچ کدام­شان هم دل خوشی ندارد، به شجاعت و جسارت زنانه ­اش احسنت می­ گوییم. تصویر جلد کتاب دو کلمه را در ذهن مخاطب تصویر می ­کند، سفر و جنگ. گوشواره­ای فشنگی آویزان به گوشی زنانه، معنای ژرف موازی در ذهن مخاطب تولید و اثرش را گوشزد می­ کند. سفر که هم موازنه درونی دارد هم بیرونی و جنگ که باز هم موازنه بیرونی و درونی دارد. جنگ بیرونی درون افراد را نشانه می­رود و عین همان سفر که درون راوی را درگیر سفری عمیق­ تر می­ کند. جنگ برکت و رحمت را از بین می ­برد اما در عوض این انسانها هستند که در سرما و یخبندانی جنگ، با تولید مقاومت، دفاع و مبارزه، برکت و رحمت درونی­شان را بین همدیگر تکثیر کنند.

 سفرِبیرونی و درونی، جنگِ بیرونی و درونی؛ هر دو درون و بیرون راوی، موازی هم پیش می­روند. تصمیم مهاجرت و تحصیل در رشته کارگردانی در آلمان را بازگو می ­کند. مادر از درون عین نارنجک ضامن کشیده منفجر می­شود. آرامشش تا راوی را پای عقد در حسینیه مقابل محمد و شیخ سُنی ننشانده، سامان نمی ­یابد. اینجا انتخاب مادر بد از بدتر است که پای ماهرخ به زندگی پر فراز و نشیب محمد اهل فلسطین و ساکن سوریه باز می­ شود و جنگ از درون و بیرون ماهرخ شعله ور می ­شود. مخاطب با خواندن صفحات کتاب، شاهد تغییر و تحولات درونی راوی است. راوی قدم در میدان پرتنشی می‌گذارد. اثرات حصار در نالۀ بچه­ ها از گرسنگی، بیماری و ضعف رورو و دله و مجد و مصطفی. ایثار و فداکاری راوی بخاطر جگر گوشه­ هایش؛ همزاد پنداری عمیقی بین مخاطب و متن پیش می­ آورد. ماهرخ با تک به تک روزهایی که پشت سر می‌گذارد، شاهد زبانه کشیدن شعله­ های مقابله و مبارزۀ درونی و در نهایت ساخت روحانی درونش است.

   نکته ­ای که بنظرم در تولید متن خاطره مهم است، اول: صداقت راوی است و دوم: همکاری میانِ مصاحبه شونده و مصاحبه ­گر و سوم: تدوین و نگارش نویسنده و چهارم: داشتن یک ویراستیار است. متن باید از نثری روان و ساده برخوردار باشد و جملات و پارافها حاوی ریتم تند و کند تا مخاطب به درستی به درک و فهم و همزادپنداری متن برسد.

از لحاظ ویراستیاری دقت و تامل بیشتری می‌شد صورت پذیرد. با کمی دقت بیشتر می‌شد جمله ­بندی‌ها دقیق شود و  از این اضافه­ گویی پرهیز می­شد. مثلا در صفحه 96 دیالوگ علی… می­شد در دو یا سه جمله آورده شود و از توضیح بیشتر دوری کرد. بعد از دیالوگ علی ماهرخ می­رود پایین و مادر محمد با او درگیر می­شود: (دستش را انداخت شکم من…) بهتر بود نوشته شود، دستش را گذاشت روی شکمم و یا ضربه زد و… اما (انداخت) در متن خوب صحیح نیست. صفحه 102 پارف اول. مشخص است راوی در سوریه است. اوردن کلمه (سوریه) در آخر جمله ضرورتی ندارد. 127 پاراف دوم خط ششم نیازی نیست در دو جمله پشت سر هم (مظاهراتی) آورده می­شد. تنظیمِ جملات، دیالوگ­ ها قدری نیاز به دقت بیشتری دارد.

14 مرداد 1402

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *