نقدی برکتاب از فرانکفورت تا رقّه

کتاب حدود 412 صفحه ودر اندازه رقعی است که توسط انتشارات خط مقدم قم منتشر وبه چاپ رسیده این کتاب حاوی تازه هایی از جهادگران سلفی ست . جهت شناخت نیمه ای پنهان از آنها. آنها یعنی گروه القاعده و داعش . با خواندن این کتاب خواننده متوجه می شود زندان ها چه نقش تاثیر گذاری در توسعه وتقویت این گروه ها داشته اند. در واقع زندان ها حکم مدرسه را داشته اند زندان هایی همچون ابوغریب. بوکا…جوری که خود آن ها زندان ها, بویژه بوکا را پادگان خلافت یا معسکرالخلافه می دانستند  ودر مصاحبه هایشان با آقای زارع از آن یاد کردند. 

نویسنده برای نگارش این اثر. کاری جسورانه وصد البته شجاعانه انجام داده  او با هماهنگی مدیران و نگهبانان عراقی وارد زندان می شود و گاه سر یک سفره با این جهادگران سلفی  می نشیند تا اعتمادشان را جلب کند با آنها گفتگو کرده و بفهمد زندگی فردی وتشکیلاتی یک عضو داعش چه رنگ وبویی دارد . ایا از ابتدا اندیشه  وگرایش تندوری اش در مذهب همین گونه بوده وهمین طور می اندیشیده یا به مرور ودر اثر همنشینی با شیوخ شرعی جهادگران سلفی تغییر کرده . ایا صرفا بخاطر پول بوده یا شور وحماسه وشایدم هیجان. او در طی مصاحبه ها سعی کرده از لابه لای گفته های خود آنها به جواب تمام سوال هایش برسد.  البته مشکلات زیادی هم داشته هم در جلب اعتماد آنها هم وجود تحریف یا سانسور حقیقیت توسط مصاحبه شونده وهم فراموشی وفاصله زمانی که خود معضل بزرگی ست برای مصاحبه کننده. بناچار نویسنده سعی می کند همدلی خود را به آنها نشان دهد وخیالشان را راحت کند که گفته هایشان بدست هیچ قاضی ومقام قانونی وامنیتی نمی رسد که علیه آنها استفاده شود. لذا رضایت آنها را جلب کرده است وگاه تا دم مرگ رفته وحتا با آنها سر بر یک بالین گذاشته تا بتواند با یک مطالعه وتحقیق میدانی تمام ناشناخته ها را برای مخاطب داخلی وخارجی روشن سازد و نتیجه مصاحبه ها وتدوین وتحقیق هایش کتاب از فرانکفورت تا رقه می شود.

در این اثر پرداخت به زندگی واندیشه شخصیت ها یا همان جهادگران سلفی بر اساس مصاحبه ها وگفته های خود آنها به خوبی پرداخت شده . نحوه گرایش آنها و ادامه به فعالیت یا بریدن وتسلیم شدن شان . مثلا سجاد از کردستان عراق  با کنیه ابوزبیر که چهارکلاس ابتدایی سواد دارد و از سن پانزده سالگی داعیه خون برادر داشته وارد داعش می شود. با عنوان نیروی انغماسی که با توضیح او یعنی نیرویی که به عقبه نیروی مقابل یا به اصطلاح دشمن نفوذ می کند و با ضربه زدن با آنها دوباره به عقب برمی گردد اگر نتواند یا مانع اش شوند جلیقه انفجاری که به تن دارد را منفجر می کند.اما درست یک سال بعد او خودش را تسلیم عراقی ها می کند. سجاد از دوره های اعتقادی ودینی وسه کتابی می گوید که هر ورودی جدید باید این سه کتاب را مطالعه می کرد . نام کتا ب ها (( الجهاد)) ((الصلاه والصیام)) ((المسائل المفیده فی باب العقیده)).

از نظر آنها اسلام , تسلیم پرودگار بودن از طریق ایمان به توحید و مطیع بودن از طریق اطاعت از او و بیزاری جستن از شرک است یا این که مراتب سه گانه ی دین(  اسلام. ایمان. احسان ) است جالب است یکی از مهم ترین تعالیم شان به جنگجو ها شروط هشت گانه ی شهادت لااله الاالله و محمد رسوالله بود اما فقط گفتن را کافی نمی دانستند بلکه دانستن همه شروط وملتزم ماندن به آنها بودکه در کتاب به صورت کامل اشاره شده .

دراین میان  اشخاصی هم بودند مثل انور عبدالله تکریتی. از عشایر که ناخواسته به داعش می پیوندد روایت او از نحوه پیوستن و تاکتیک هایی که داعش برای بستن زبان مخالفان به کار می برد قابل تامل است. ستارمحمدالعلوان ملقب به ابوعایشه کرکوکی هم از بی پولی و بلاتکلیفی با تشویق همسایه به د اعش می پیوندد.فقط بخاطر ششصد دلار در ماه که دوبرابر حقوق ماهیانه خودش بود. والبته باتصور اینکه داعش یک تشکیلات اسلامی است با این توهم که اسلام در کشور عراق پیاده شود وبه دوران پیامبر خدا برگردند.

نویسنده به سراغ زندان زنان هم در بغداد می رود تا با زنان داعشی مصاحبه کند.حضور زن های خارجی وغیر عرب برای او باعث تعجب وسوال های زیاد می شود. وجود ده زن داعشی در زندان زنان .و با صحبت های رئیس  زندان درباره رویکردهای جهادگرانه ان ده زن داعشی  ودرگیری هایشان وحتا ترورهایی میان خود. که   بخشی خواندنی ست. یکی از آنها ام نادیا تبعه آلمان با اصالتی مراکشی پنجاه ویک ساله است با قصه ای از زندگی متلاشی شده و حال با دخترش زندانی ست. که پس از حادثه یازده سپتامبر ومجموعه حملات داعش  در اروپا و توهین اروپایی ها به او دخترش بخاطر حجاب وربط به انفجارها. تصمیم می گیرد از المان به سوریه ورقه برود.ان هم از طریق شبکه های قاچاق داعش. با ورد به مهمان سرای داعشی ها و سخت گیری هایی که بر ورود وخروج زن ها بدون محرم انجام می شود تازه متوجه می شوند داعشی ها واقعا تفکرشان چگونه است و از چاله به چاه افتاده اند. وبرای فرار از آن وضعیت دخترش نادیا را به عقد یک داعشی تونسی بنام عبدالکریم در می آورد واز مهمانسرا خارج می شوند اما طولی نمی کشد که عبدالکریم در درگیری با کردهای عراق کشته می شود وداعشی ها باز ام نادیا ودخترش را به مهمانسرای بقول خودش جهنمی برمی گردانند

 مصاحبه ام المومنین . داستان زندگی اش و چگونگی پیوستن شوهرش ابوعمر به جهادگرایان ضداشغالگری وبازداشت او توسط امریکایی ها در پایگاه عین الاسد, کشته شدن ابوعمر و بازداشت خودش می گوید.

درپایان باید بگویم این کتاب علاوه براطلاعات خوب وروشنگری های قابل تامل, درمورد گروه ها وجهادگران سلفی وپیدایش آنها, خانواده های آنها و گاه قربانی شدن آنها,  پر از دست مایه های داستانی برای نویسندگان در حوزه ادبیات وپایداری ست. با تشکر ودست مریزاد به اقای هادی معصومی زارع برای نوشتن این اثر تاثیر گذار و ماندگار.

ژاله معینی

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *