نقد کتاب ابوباران

ملیحه ذوالفقاریان

ابوباران. خاطرات مدافع حرم، مصطفی نجیب از حضور فاطمیون در نبرد سوریه به قلم زهرا سادات ثابتی است. کتابی که چاپ نهم‌اش را از سر می‌گذراند. شامل 44 فصل و 335 صفحه. علاوه بر اینکه نام کتاب و طرح زیبای جلد معرف محتوای کتاب می‌باشد، انتخاب برش کوتاهی از دل اثر که در پشت جلد درج شده چرایی برگزیدن این نام را برای مخاطب آشکارتر می‌کند. ویژگی نخستی که در همان ابتدا نظر مخاطب را در خوانش این کتاب به خود جلب می‌کند این است که برخلاف کتاب‌هایی با سوژه مدافعین حرم که تاکنون به چاپ رسیده و اختصاصا به شهدای مدافع حرم پرداخته است، ابوباران روایتگر خاطرات فردی بازمانده از این نسل است که از نزدیک شاهد اتفاقات نبرد سوریه، چگونگی تشکیل تیپ فاطمیون بوده و آنچه از این سال‌ها دیده را به روایت نشسته است.

اثر روایتی منظم و یک‌دست از سال‌های جوانی روای دارد که شور تحول و انقلاب درونی، روح‌اش را بی‌تاب کرده است. از بیان تجارب زیسته روای در دوران  نوجوانی و جوانی شروع می‌شود، مخاطب را به افغانستان، سال‌های بلوا و حضور آمریکایی‌ها در آنجا و هم‌جواری روای با نیروهای بیگانه در نبرد با طالبان می‌کشاند تا سودای سفر به اروپا و مواجه شدن با حقیقت آنچه تا کنون در موردش شنیده، خوانده یا دیده است، تا بازگشت به ایران و آشنایی با فرهنگ مقاومت و همرزمی با شریف‌ترین انسان‌هایی که عصر حاضر به خود دیده است.

ساختار منسجم و روایت خطی این روند در همراهی مخاطب به درک آنچه تاکنون در محور مقاومت اتفاق افتاده است کمک به سزای می‌کند. قلم روان و سلیس نویسنده خوانش اثر را دل‌پذیرتر کرده، همدلی مخاطب را برمی‌انگیزد. گاهی با او می‌خندند و گاهی از جبر و جفای زمانه که از سر روای گذشته است اندوهگین می‌شود؛ حتی در مواردی حس شرمندگی یک میزبان به او دست می‌دهد که حالا دارد درد دل‌های مهمانش را می‌شنود. بیان خاطرات به ترتیبی است که مخاطب با مطالعه اثر از چگونگی تشکیل تیپ فاطمیون و افرادی که در این روند موثر بوده‌اند آشنا می‌شود. در موارد بسیاری کتاب می‌تواند پاسخگوی شبهاتی در چرایی و لزوم حضور نیروهای افغان یا حتی نیروهای ایران در نبرد سوریه باشد که در اذهان بعضی مردم، مخصوصا جوانان رسوب کرده است. خوانش این کتاب می‌تواند مخاطب را با نگاه تمدن‌سازی آشنا کند که ملیت‌های مختلف را در پشت یک خاکریز جمع کرده و علارقم اختلاف سلیقه‌ها، نظرها و فرهنگ‌ها آرمان والایی را به او معرفی می‌کند که ریسمان وحدت بین‌شان را مستحکم نگه داشته است. نسخه‌ای که ممکن است در هر جای این کره خاکی تکرار شود. ملیت‌های مظلومی مثل فاطمیون، زنبیون یا حسنیون که از آن سوی جغرافیای سوریه راهی دفاع از ناموس اسلام و در زاویه‌ای فراخ‌تر دفاع از جنگ‌زدگان ادیان مختلف این کشور شده‌اند. مظلومانی که شاید با ابیاتی از ابوحامد فرمانده شهید تیپ فاطمیون که بارها در گوش مصطفی نجیب نجوا می‌شده به اوج خود برسد. با این مطلع که: غروب، در نفس گرم جاده خواهم رفت، پیاده آمده بودم پیاده خواهم رفت و الی آخر.

در کل، کتاب حاوی خاطرات ریز و درشت تاثیرگذاریست که شاید مهمترین آنها به صفحه 283 بازگردد، آنجا که مصطفی نجیب از مسیر ناامنی روایت می‌کند که مدافعان را از نظر آب آشامیدنی دچار مضیقه کرده است. به چاه آبی اشاره می‌کند که توامان مورد استفاده مدافعان حرم و داعشی‌هاست. از این مهمتر اینکه داعشی ها ژنراتوری با چند بشکه گازوئیل در آنجا گذاشته بودند تا بتوانند از آب چاه استفاده کنند. ژنراتوری که نه داعشی‌ها به سلامتش آسیب می‌رساندند و نه مدافعان. شاید تنها جایی از میدان نبرد که صلح نانوشته‌ای بر آن مترتب شده است، همینجاست. چشمه آبی خنک و گوارا که کام هر دو طرف را سیراب می‌کند و شرط حیات دلیلی می‌شود که داعشی‌ها دنائت خود را کنار گذاشته و رفتاری خلاف ذات جنگ‌طلبانه‌شان بروز دهند.  

با تمام این تفاسیر نکاتی نیز در باب نگارش این کتاب به نظر می‌رسد که رعایت آن می‌توانست بر ارزشمندی اثر بیفزاید. نخستین مورد این است که اگر نویسنده در مواردی از لهجه مردم افغانستان برای انتقال محتوا که به صورت نقل قول یا دیالوگ در اثر آمده است، استفاده می‌کرد می‌توانست به فضاسازی و همدلی بیشتر مخاطب کمک شایانی کند و لذت خوانش اثر را دو چندان نماید. قطعا حفظ ویژگی بومی روای در روایت این اثر و انتقال آن به مخاطب در ویژه‌تر شدن این کتاب می‌توانست موثرتر باشد. دومین مورد اینکه در مواردی کلماتی در میان عبارت‌ها استفاده شده بود که شاید نیاز به پاورقی داشت تا مخاطب به درک کاملی از آنچه مطالعه می‌کند برسد. و سوم اینکه برای هر خاطره حتی شده دو صفحه، از عنوان فصل استفاده شده بود که زیاد مناسب به نظر نمی‌رسید. اگر به جای فصل از شماره یا نشانه دیگری استفاده می‌شد به نظر شایسته‌تر می‌آمد. همچنین در بخش ویراستکاری کار مواردی دیده می‌شد که لروزم دقت بیشتر را ضروری می‌نمود.  

درنهایت ابو باران با توجه به اینکه از نظر محتوا کتابی تقریبا حجیم است؛ ولی استفاده از کاغذ، فونت مناسب، رعایت اصول و فنون کتاب‌سازی توانسته است از این نظر بسیار موفق عمل کند. به نظر می‌رسد چاپ هر چه بیشتر چنین کتاب‌هایی از حماسه‌سازان محور مقاومت که همچنان در میدان مبارزه فعال هستند با محتوی تاثیرگذار که در گردآوری آن دقت کافی صورت گرفته است می‌تواند تقویت کننده این فرهنگ در بین جوانان امت اسلامی در جغرافیای محور مقاومت باشد.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *