گفتو با مریم عرفانیان نویسنده کتاب «عطر پیراهن تو»

  1. کتاب عطر پیراهن تو خاطرات خانم سیده دعاء زلزلی همسر شهید سید علی زنجانی است. امروزه کتابهای زیادی از خاطرات همسر شهدا منتشر می‌شود؛ اما در عطر پیراهن تو، خانم زلزلی لبنانی هستند و همسرشان دو تابعیتی، آیا این مسئله باعث شده که عطر پیراهن تو، کتاب متفاوتی شود؟

من کتاب های همسرانه بسیاری مطالعه کرده‌ام و خودم نیز چند کتاب به روایت همسران شهدا نوشته‌ام؛ «عطر پیراهن تو» به این لحاظ متفاوت است که با فرهنگ و آداب و رسوم لبنان آشنا می‌شویم که جذابیت خاص خودش را دارد.

  • با توجه به ایرانی نبودن راوی، آیا عطر پیراهن تو برای مخاطب ایرانی جذاب است؟ و مخاطب می‌تواند با این شخصیت همذات پنداری کند؟

* مطالعه کتاب برای مخاطب ایرانی جذاب است،  چون خانم زلزلی مدتی در قم زندگی کرده‌اند و نگرش ایشان  که اهل لبنان هستند به سبک و سیاق زندگی ایرانی‌ها جالب توجه است. اینکه مخاطب با شخصیت کتاب می‌تواند همذات پنداری کند را باید از خواننده‌های عزیز پرسید.

  • درباره مصاحبه‌های کتاب بفرمایید، آیا این مصاحبه‌ها به شکل آماده به دستتان رسید یا خودتان مصاحبه انجام دادید؟

بیش از بیست ساعت مصاحبه حضوری از همسر شهید در لبنان گرفته شده بود که به دستم رسید؛ اما نکات مبهم بسیار بود. بنابراین در طول پیاده سازی و تدوین مصاحبه‌های تکمیلی را با نرم افزار واتساپ به صورت متنی و یا ویس از همسر شهید طی ماه‌ها پرسیدم.

  • اصلا آیا توانستید با خانم دعاء زلزلی ارتباط بگیرید؟

بله، ایشان در طول مصاحبه همکاری خیلی خوبی داشتند و پس از تکمیل هر فصل، متن مورد نظر برایشان ارسال می‌شد که تایید کنند. قبل از چاپ نیز، پرینت نهایی کتاب برای مطالعه به دستشان رسید  و اصلاحاتی که مدنظر داشتند در متن انجام شد.

  • به طور کلی مصاحبه‌ها و ارتباط با راوی با زبان فارسی برقرار شد یا عربی؟

از آنجا که خانم زلزلی در ایران فارسی را آموخته بودند، مصاحبه‌ها به زبان فارسی گرفته شده بود؛ اما برخی اصطلاحات به زبان عربی بود که پس از توضیح زیر نویس آن‌ها را در کتاب آوردم.

  • در عطر پیراهن تو، خاطرات راوی فراتر از یک زندگی معمول است؛ به عنوان مثال در خاطراتِ نوجوانی راوی، اشاره به جنگ 33 روزه لبنان و ویرانی و آوارگی‌هایی می‌شود، بعدتر به جنگ سوریه و… اشاره می‌شود، فکر می‌کنید مخاطب این کتاب چقدر می‌تواند با فضای لبنان و سوریه و جنگ به واسطه این کتاب آشنا شود؟

از آنجا که درباره جنگ 33 روزه لبنان (حرب تموز) در کمتر کتابی مطلب آمده است، خواندن کتاب برای آشنایی مخاطبان درباره چرایی و چگونگی  و تاثیر این جنگ بر اهالی لبنان خالی از لطف نیست.

  • با توجه به اینکه راوی این کتاب ایرانی نیستن، ما انتظار داریم تفاوت فرهنگی و فضایی‌ِ محسوسی را که بین دو ملیت ایران و لبنان وجود دارد ببینیم در کتاب، و البته می‌بینیم تا حدودی؛ اما شاید مخاطب انتظار داشته باشد این تفاوت‌ها را بیشتر ببیند و حتی آشنا شدن با فرهنگ و رسوم لبنانی برایش جذاب باشد، اما این اتفاق تقریبا گذار و کمرنگ است در کتاب، علت این کمرنگ بودن چیست؟ لازم ندیدید یا همین‌قدر نزدیک بودند به هم فرهنگ‌ها یا دلیل دیگری؟…

ورود بیش از اندازه به جزییات زندگی راوی، گاه روند نوشتن را مشکل می‌کرد. چرا که همسر شهید پاسخ برخی سوالات را با حساسیت از نگرش مردم کشورش به متنی که قرار بود در آینده مطالعه کنند می‌داد. گمانم این کتاب اولین روایت همسرانه شهدای مدافع حرم لبنانی است و شاید راوی بازخوردهای بعد را مدنظر داشت.

  • جنگ به شکل مستقیم بر زندگی راوی این کتاب تاثیر گذاشته است، برادر راوی در جنگ سوریه به شکل دلخراشی به شهادت می‌رسد، دوستان همسر و بعد هم همسر ایشان شهید می‌شود، با توجه به این مصائبی که بر این راوی گذشته است، به عنوان کسی که لازم بوده این شخصیت را بشناسید و بعد خاطرات و زندگی‌اش را بنویسید، آیا به مرور سیرِ تحولی در این شخصیت دیدید؟ و این تحول در کتاب مشهود است؟

درباره سیر تحول راوی در کتاب بهتر است مخاطبان نظر بدهند، من تمام تلاشم را کردم که چیزی از قلم نیندازم؛ اینکه در این کار موفق بوده‌ام یا نه بستگی به نظر مخاطبان دارد.

  • درباره شخصیت راوی بگویید…

همسر شهید بسیار صبور و با حوصله هستند و علاقه‌مند به سبک زندگی و سیره شهدا.

  1. چه شد که این موضوع را برای نوشتن انتخاب کردید و در روند نوشتن با چه چالش‌هایی مواجه بودید؟

موضوع نوشتن این کتاب توسط انتشارات خط مقدم به من پیشنهاد شد و از آنجا که ایده نو و جذابی داشت و متفاوت با دیگر کتاب‌هایم بود قبول کردم. یکی از چالش‌ها فاصله زندگی راوی بود، ایشان در لبنان و من در ایران بودم و مجبور می‌شدیم ساعت‌ها و روزها از طریق پیام رسان سوالات تکمیلی را کامل کنیم؛ چه بسا مصاحبه حضوری بهتر است. دیگر چالشی که با آن مواجه شدم توصیف مکان‌هایی بود که در کتاب از آن نامبرده می‌شد، که با ارسال تصویر یا نقشه و سرچ در اینترنت مشکل کمی رفع می‌شد. و اینکه اصطلاحات عربی و فرهنگ متفاوت ما ایرانی‌ها با لبنانی‌ها. مثلا بیان نکته‌ای برای ما خیلی عادی و معمول است؛ اما برای آن‌ها هنوز حساسیت‌زاست.

  1. فکر می‌کنید چقدر سوژه‌ی کتاب عطر پیراهن تو برای مخاطب جذاب است؟ چرا؟ و این کتاب را برای چه گروهی از خوانندگان مناسب می‌دانید؟

ایده کتاب خیلی جذاب است، چون نو و تازه است، پیش تر گفتم که عطر پیراهن تو اولین روایت یک همسر شهید مدافع حرم لبنانی است و همین مسئله آن را خاص و خواندنی کرده است. این کتاب را برای قشر جوان و بزرگسال مناسب می دانم.

  1. در روایت‌های عطر پیراهن تو و به طور کلی، زندگی این زن، رنج و تلخیِ دردمندانه‌ای وجود دارد، هنگام نوشتن این کتاب یا آثاری از این دست، چقدر این رنج با نویسنده همراه می‌شود؟ اصلا برای شما چنین چیزی وجود داشت یا خیر؟

بله خیلی زیاد، نویسنده برای اینکه بتواند متن خوبی بنویسد باید با راوی کتابش  همذات پنداری کند، در غیر این صورت نمی‌تواند حس تاثیرگذاری به مخاطب منتقل کند. در بیشتر قسمت‌های کتاب  خودم را به جای راوی می گذاشتم، به آرزوهایش فکر می‌کردم، به دردهایش، به دلتنگی‌ها، موقعیت‌هایی که پیش رو داشت و باید تصمیم می‌گرفت و به خیلی چیزهای دیگر … یک شب، موقع نوشتن قسمت شهادت،  تصویر ماه را به طور اتفاقی در صفحه شخصی‌ام استوری گذاشتم و درباره شهید مطلبی نوشتم؛ اتفاقا راوی نیز تصویر ماه را استوری کرده بود و این نشان می‌داد که هر دومان به یک موضوع فکر می‌کردیم. این مطلب برای خودم نیز جالب توجه بود.

  1. مخاطبین ادبیات امروز نیاز به خواندن چنین روایت‌هایی و به نوعی نیاز به چشیدن این تلخی دردمندانه دارند؟

سوالتان را با سوال پاسخ می‌دهم؛ اگر این تلخی دردمندانه را من و شما ننویسیم چه کسی باید بنویسد؟ اصلا همین درامی که در متن وجود دارد آن را خواندنی می‌کند…

  1. چه شد که این حوزه از ادبیات را برای نوشتن انتخاب کردید؟

اولین داستان‌های کوتاهی که در سال‌های نوجوانی و جوانی می‌نوشتم در حوزه دفاع مقدس بود، به خاطر این که نوشتن برای شهدا را دلی دوست داشتم و دارم.

  1. آیا آثار دیگری در این حوزه دارید؟ اگر بله، با کدام ناشرها…

اکثر آثارم درباره دفاع مقدس و ادبیات مقاومت است؛ من جمله کتاب‌های «راهی برای رفتن» و «شیشه‌های ترک خورده» از سوره مهر، همچنین کتاب‌های «سروها ایستاده می‌مانند» و «طائر قدسی» از روایت فتح. «تا ابد با تو می‌مانم» و «به وقت اردیبهشت» و «لیلی منم» (در دست چاپ) از به نشر. «روزهای لاجوردی» و «پای درختان زیتون» (در دست چاپ) از انتشارات 27بعثت و ….

  1.  شما خاطرات زنی را نوشته‌اید که همسرش شهید شده در سوریه، آیا علاقمند به کار در حوزه‌ی زنان هستید یا به شکل اتفاقی این ماجرا پیش آمد؟

بسیار علاقه‌مند هستم، از همان بیست و چند سال پیش داستان‌های کوتاه با مضمون زنان و خصوصا دفاع مقدس می‌نوشتم، همچنین یکی دو سالی هست که انجمن ادبی نورا (حوزه تخصصی نقش زنان در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس) را در استان خراسان رضوی راه انداختیم و علاقه‌مندان به نویسندگی را در حیطه داستان و خاطرات شفاهی آموزش می‌دهیم تا آن‌ها نیز در این زمینه به سراغ خانواده شهدا بروند و کتاب‌هایی در این مورد بنویسند.

  1. آیا آثار دیگری در حوزه‌ی زنان دارید و علاقه‌تان است؟ اگر بله معرفی بفرمایید لطفا…

کتاب‌های «راهی برای رفتن»، «تا ابد با تو می‌مانم»، «نیمه پنهان ماه، جلد 30» روایت همسر سردار شهید نورعلی شوشتری و همچنین «همیشه منتظر» و چندین کتاب دیگر …

  1. در مورد روند تولید کتاب از ابتدا توضیحاتی بفرمایید، چقدر طول کشید نوشتن کتاب و…

تاریخ مصاحبه‌هایی که از لبنان به دست من رسیده، 20مرداد1399 بود.  حدود دو سال تدوین و مصاحبه تکمیلی کتاب به طول انجامید و پاییز سال 1401 به انتشارات ارسال شد. مراحل کارشناسی تا چاپ آن نیز تقریبا یک سال طول کشید.

  1. نویسنده‌ی کتاب مستند چقدر می‌تواند از تخیل خود در اینگونه آثار استفاده کند؟ در مورد عطر پیراهن تو چه اتفاقی افتاد؟

چون کتاب برمبنای خاطرات راوی است تمام سعی من این بود که جزئی‌ترین نکات را از همسر شهید بپرسم، گرچه گاهی پاسخ داده‌نمی‌شد یا پس از تدوین نهایی به خاطر همان حساسیت‌هایی که قبلا گفتم از متن برداشته شد. مثلا به عنوان نمونه در فصل «حرب تموز» تک تک صحنه‌ها و توصیف‌ها طی سوال‌هایی که از خانم زلزلی پرسیدم شکل گرفت؛ اعم از حوادث، حضور شخصیت‌ها، دیالوگ‌ها و … مابقی کتاب نیز به همین روال بود. شاید حدود پنج تا ده درصد متن که آن هم چگونگی نحوه شروع فصل‌ها بود و البته با توجه به خاطرات راوی از تخیل بهره بردم.

  • کدام بخش کتاب به نظر شما تاثیرگذارتر است؟ برای خودتان یا مخاطب… چرا؟

همه قسمت‌های کتاب جذابیت‌های خاص خودشان را دارند؛ اما … فصول پایانی، آنجایی که خانم زلزلی بین ماندن در لبنان و رفتن  با همسرشان به سوریه و اینکه تصمیم می‌گیرند در حلب زندگی کنند و ماجراهای بعد از آن شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی و سپس بی‌قراری سید علی از این حادثه و  مابقی ماجرا بسیار خواندنی و تاثیرگزار است.

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *